تبليغاتX
روتو کم کن بی حیا


دروغ و حقیقت

ستاره

روزی دروغ به حقیقت گفت :

میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم؟

حقیقت ساده لوح پذیرفت و فریب خورد......

آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ٬وقتی به ساحل رسیدند٬

حقیقت لباسهایش را درآورد و تنی به آب زد ٬ دروغ حیله کرد

و لباسهای او را پوشید و رفت.

از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت است ٬ اما دروغ در لباس

حقیقت با ظاهری آراسته نما یان می شود ..

یا علی

نوشته شده در ساعت توسط عطا |