تبليغاتX
روتو کم کن بی حیا


دیونه از فقس پرید

هم اتاقی من تو دوران دانشگاه خیلی زود از پیش ما رفت جوون بود هرکی می خونه این مطلبو یه فاتحه بده

خواب ديدم از تو دور شدم  واي که عجب خوابه بدي 
 گفتم بيا با هم بريم گفتي که راهو بلدي 

هرچي صدات کردم نرو اما به جايي نرسيد
يکي يه جا فرياد ميزد ديوونه از قفس پريد


صبح که رسيد بيدار شدم ديدم يه نامه روي در
نوشته بودي که سلام مدتي رو ميرم سفر


بغضي نشست توي گلوم خوابم يا اين حقيقته
 بازم صدات کردم ولي سکوت جوابته

گفتم که شايد اين سفر تموم ميشه همين روزا
دوباره باز ميبينمش چه خوش خيال بودم خدا

ساعت و لحظه هام گذشت چشمام به کوچه خيره بود
من منتظر بودم بياد خيلي دلم تنگ شده بود

روزا مثل ديوونه ها پرسه زنون تو کوجه ها
شبا يه گوشه از اتاق  گريه و آه و بي صدا

مثل همون خوابه سياه رفت و منو تنها گذاشت
گفتن این قصه تلخ ارزش خوندن و که داشت

دانلود آهنگ

نوشته شده در ساعت توسط عطا |